تبلیغات
.::MMS::. - شکوفه اندوه...
Welcome to .::MMS::.


© شکوفه اندوه...

دوشنبه 15 فروردین 1384

 

 

شادم که در شرار تو می سوزم

 

شادم که در خیال تو می گریم

 

شادم که بعد وصل تو باز اینسان

 

در عشق بی زوال تو می گریم

 

پنداشتی که چون ز تو بگسستم

 

دیگر مرا خیال تو در سر نیست

 

اما چه گویمت که جز این آتش

 

بر جان من شراره  دیگر نیست

 

شب ها چو در کنار نخلستان

 

کارون  ز رنج خود به خروش آید

 

فریادهای حسرت من گویی

 

از موج های خسته به گوش آید

 

شب لحظه ای به ساحل او بنشین

 

تا رنج آشکار مرا بینی

 

شب لحظه ای به سایه  خود بنگر

 

تا روح بیقرار مرا بینی

 

من با لبان سرد نسیم صبح

 

سر می کنم ترانه برای تو

 

من آن ستاره ام که درخشانم

 

هر شب در آسمان سرای تو

 

غم نیست گر کشیده حصاری سخت

 

بین من و تو پیکر صحراها

 

من آن کبوترم که به تنهایی

 

پر می کشم به پهنه دریاها

 

شادم که همچو شاخه خشکی باز

 

در شعله های قهر تو می سوزم

 

گویی هنوز آن تن تب دارم

 

کز آفتاب شهر تو می سوزم

 

در دل چگونه یاد تو می میرد

 

یاد تو یاد عشق نخستین است

 

یاد تو آن خزان دل انگیزیست

 

کاو را هزار جلوه ی رنگین است

 

بگذار زاهدان سیه دامن

 

رسوای کوی و انجمنم خوانند

 

نام مرا به ننگ بیالایند

 

اینان که آفریده  شیطانند

 

اما من آن شکوفه  اندوهم

 

کز شاخه های یاد تو می رویم

 

شبها تو را به گوشه  تنهایی

 

در یاد آشنای تو می جویم

 

 

|+| نظر ها ()