
... وضعیت یاهو
ID : mms9974
... بایگانی
لینک دوستان ...
a
دریای عشق
a
حرف دل
a
عشق اشک آلود
a
آوای آزاد
a
آل پاچینو
a
دل تنگ
a
ebigame
a
irannagheh
a
جدیدترین نوحه ها و مراثی
a
بازم تو
a
persianmasters
a
نوشته های من شاد
a
عاشق زهرا
a
پسر ایرونی
a
عشق جهرم
a
Ragbare eshgh
a
من و تنهایی....
a
صفحه دوست داشتنی
a
عشق یعنی...
a
همیشه خوب
a
مارشا ....سپیده صبح
a
هستی بخش ترین عشق
a
حسرت عشق
a
جایی برای زیستن
a
لی کوچولو
a
گلستان ادب
a
The Download Section
a
dokhtare---khaterat
a
ترنم احساس
a
java2005
... لینكدونی
The Classic IQ Test (-)
تقدیم به تمام دوستانم (-)
نمایشگاه اتومبیل در سویس (-)
f\18\teh (-)
تصاویری از ناسا (-)
تقویم شمسی روی دسکتاب حتما دانلودش کن (-)
دوست داری به دوستات کارت پستال هدیه کنی...؟؟؟ (-)
خانم های کاماندوی ایرانی (-)
بازیهای کم حجم,برید دانلود کنید (-)
... آمار وبلاگ
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
© سرآغاز...

به نام آنکه بر وجود انسان دمید
و به نام آنکه دل را آفرید.
تا پدیده ای چون عشق را معلول آن کند
پس به نام پروردگار عشق و
به نام پروردگار هستی!
این فصل را با من بخوان باقی فسانه است
این فصل را بسیار خواندم عاشقانه است
***
سنگ است دلی که نیست در سنگر عشق
خاک است بر سر. آن که ندارد سر عشق
***
عشق. یعنی دیده بر در دوختن عشق. یعنی در فراقش سوختن
عشق. یعنی انتظار و انتظار عشق. یعنی هر چه بینی عکس یار
© عشق تو...

عشقت به من داد
عمره دوباره
معجزه با تو
فرقی نداره
تو خالق من
بعد از خدایی
در خلوت من
تنها صدایی
© Careless Whisper...

Wo wo wo wo wo-oh
i feel so unsure
az i take your hand
and lead you
to the dance floor
az the music dies
something in your eyes
calls to mind
a silver screen
and all it's
sad goodbye
i'm never gonna
dance again
guilty feet have
got no rhythm
though it's easy
to pretend
i know you're not a fool
i should've known better
than to cheat a friend
and waste the chance
that i've been given
so i'm never gonna
dance again
the way i danced
with you-oo-oo ho-oh
time can never mend
the careless whispers
of a good friend
to the heart and mind
ignorance is kind
and there's no comfort
in the truth
pain is all you'll find
i'm never gonna
dance again
guilty feet have
got no rhythm
though it's easy
to pretend
i know you're not a fool
i should've known better
than to cheat a friend
and waste the chance
that i've been given
so i'm never gonna
dance again
the way i dancead
with you-oo-oo ho-oh
living without your love
tonight the music
seems so loud
i wish that we could
lose this crowd
maybe
it's better this way
we'd hurt each other
with the things
we want to say
we could have been
so good together
we could have lived
this dance for ever
but now
who's goona dance
with me please stay
i'm never gonna
dance again
guilty feet have
got no rhythm
though it's easy
to pretend
i know you're not a fool
i should've known better
than to cheat a friend
and waste the chance
that i've been given
so i'm never gonna
dance again
the way i danced
with you-oo-oo oh-o-o
(now that you're gone)
now that you're gone
(now that you're gone)
was what i did
so wrong
so wrong
that you had to
leave me alone
George Michoel
© عشق من...

عشق من منو صدا کن
منو از خودم رها کن
تواجاق مرده دل
آتشی تازه به پاکن
تو منو ازنو بنا کن
عشق من منو صدا کن
قصه مو بی انتها کن
روبروت آینه بگذار
ابدیتی بنا کن
عشق من منوصدا کن
قصه نگفته ام من
تو بیا روایتم کن
عشق من مرمتم کن
از عذابم راحتم کن
ای صدای تو نهایت
راهی رهایتم کن
عشق من منو صدا کن
منو ازخودم رها کن
رهسپار قصه ها کن
تو به خاکسترنگاه کن
آتشی تازه بپا کن
ای بهارم انتظارم
من زمین بی بهارم
شوره زار انتظارم
چهره شکسته دارم
روح و جسم خسته دارم
به در ویرانه دل
بغض قفل بسته دارم
© زیر بارون...

زیر بارون توی یک خواب
تو رو دیدم غرق مهتاب
تو و اون حس عجیبت
واسه بی رنگی یک خواب
تو بهار بی شکوفه
فکر پل زدن روی آب
من و یک مردن بی درد
تو عبور شن و مهتاب
زیر آوار شن و اشک
دست و پا زدن تو مرداب
تو و رفتن،جاده و من
اشک حسرت ولی نایاب
من تنها، تو و توشه
پر زدن تا نوک آفتاب
نرسیدی، تنها موندی
تو هوای سرد مهتاب
من و موندن واسه خوندن
رو به چشمات حتی تو خواب
شب که تا ماه پر کشیدم
عکس تو بود جای مهتاب
من و رفتن، جاده و تو
اشک حسرت، ولی بی تاب
تو و موندن، واسه خوندن
روی طاقچه، عکس و یک قاب
© دانا و نادان...
آن کس که بداند، و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گیتی بجهاند
آن کس که بداند، و نداند که بداند
بیدارش نمایید که بس خفته نماند
آن کس که نداند، و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند، و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
<:P:>
© شکوفه اندوه...

شادم که در شرار تو می سوزم
شادم که در خیال تو می گریم
شادم که بعد وصل تو باز اینسان
در عشق بی زوال تو می گریم
پنداشتی که چون ز تو بگسستم
دیگر مرا خیال تو در سر نیست
اما چه گویمت که جز این آتش
بر جان من شراره دیگر نیست
شب ها چو در کنار نخلستان
کارون ز رنج خود به خروش آید
فریادهای حسرت من گویی
از موج های خسته به گوش آید
شب لحظه ای به ساحل او بنشین
تا رنج آشکار مرا بینی
شب لحظه ای به سایه خود بنگر
تا روح بیقرار مرا بینی
من با لبان سرد نسیم صبح
سر می کنم ترانه برای تو
من آن ستاره ام که درخشانم
هر شب در آسمان سرای تو
غم نیست گر کشیده حصاری سخت
بین من و تو پیکر صحراها
من آن کبوترم که به تنهایی
پر می کشم به پهنه دریاها
شادم که همچو شاخه خشکی باز
در شعله های قهر تو می سوزم
گویی هنوز آن تن تب دارم
کز آفتاب شهر تو می سوزم
در دل چگونه یاد تو می میرد
یاد تو یاد عشق نخستین است
یاد تو آن خزان دل انگیزیست
کاو را هزار جلوه ی رنگین است
بگذار زاهدان سیه دامن
رسوای کوی و انجمنم خوانند
نام مرا به ننگ بیالایند
اینان که آفریده شیطانند
اما من آن شکوفه اندوهم
کز شاخه های یاد تو می رویم
شبها تو را به گوشه تنهایی
در یاد آشنای تو می جویم
© دریای مواج...
چشم تو مثل دریای مواج
من ولی قایقی ناتوانم
کاش می شد که تا ساحل دور
در نگاهت همیشه بمانم
می شوم خسته از ناامیدی
راه بی انتها پیش رویم
کاش می شد که راز دلم را
با نگاهم برایت بگویم
راه آغاز من جاده تو
فصل پرواز من در نگاهت
آن همه عاشقی مرد و حالا
مانده ام بی صدا در پناهت
با دلی پر از شوق پریدن
مانده ام پشت درهای بسته
این منم قایقی مانده در راه
قایقی در تلاطم شکسته
می برد آب دریا به سویی
هر زمان بی صدا لنگرش را
می کشاند به هر سو دوباره
پاره دیگر پیکرش را
می گشود بستر نرم خود کاش
موج دریای چشمت دوباره
چون منم قایقی پیر و خسته
لنگر و بادبان پاره پاره
© گذران...
تا به کی باید رفت
از دیاری به دیاری دیگر
نتوانم، نتوانم جستن
هر زمان عشقی و یاری دیگر
کاش ما آن دو
پرستو بودیم
که همه عمر سفر می کردیم
از بهاری به بهار دیگر
آه، اکنون دیر است
که فرو ریخته در من، گوئی،
تیره آواری از ابر گران
چو می آمیزم، با بوسهء تو
روی لبهایم، می پندارم
می سپارد جان عطری گذران
آنچنان آلوده است
عشق غمناکم با بیم زوال
که همه زندگیم می لرزد
چون تو را می نگرم
مثل این است که از پنجره ای
تک درختم را، سرشار از برگ،
در تب زرد خزان می نگرم
مثل این است که تصویری را
روی جریان های مغشوش آب روان می نگرم
شب و روز
شب و روز
شب و روز
بگذار که فراموش کنم.
تو چه هستی ، جز یک لحظه، یک لحظه که چشمان
مرا
می گشاید در
برهوت آگاهی…؟؟؟
بگذار
که فراموش کنم.
© حقیقت مثه دروغه...
وقتی رویای وعده گاه
بوسه های ما دوتا بود
عزیزم، دل من و تو
یه حقیقت جدا بود
حقیقت مثه دروغه
وقتی عاشقم نباشی
توی لحظه های دیدار
بگذری ازم رهاشی
حقیقت مثه دروغه
من و تو موازی نیستیم
هیچ کدوم راضی به باختن
آخر این بازی نیستیم
حقیقت مثه دروغه
وقتی سرد شوق دستات
وقتی از خنده به دورن
تلخی عجیب حرفات
من دیگه خالیه خالی
همه درارو بستم
می دونم اینو می دونی
بی تو از زندگی خستم